روزای آخره ساله ...
مثل خود من که آخر زندگی ام...
مثل ته نابودی ...
دیگه زندگی کردن با مرگ برام تفاوتی نداره...
فقط زندگیم شده انتظار...
انتظار روزای طولانی که آخرش هیچکسی منتظرت نیست... هیچکس...
ینی اوج ناامیدی .... جایی رسیدم که ی مرده متحرکم
برچسب:
نویسنده: زهرا سلطانی